|
باید تورو پیدا کنم شاید هنوزم دیر نیست تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست با اینکه بی تاب منی بازم من و خط میزنی باید تورو پیدا کنم تو با خودت هم دشمنی کی با یه جمله مثل من می تونه آرومت کنه اون لحظه های آخر از رفتن پشیمونت کنه دلگیرم از این شهر سرد این کوچه های بی عبور وقتی به من فکر می کنی حس می کنم از راه دور آخر یه شب این گریه ها سوی چشام و می بره عطرت داره از پیرهنی که جا گذاشتی می پره باید تورو پیدا کنم هر روز تنها تر نشی راضی به با من بودنت حتی از این کمتر نشی پیدات کنم حتی اگه پروازم و پرپر کنی محکم بگیرم دستت و احساسم و باور کنی پیدات کنم حتی اگه پروازم و پرپر کنی محکم بگیرم دستت و احساسم و باور کنی باید تورو پیدا کنم شاید هنوزم دیر نیست تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 8:25  توسط سیده شیوا جمالی
|
*** سکوتم را به باران هدیه کردم , تمام زندگی را گریه کردم , نبودی در فراق ** آرزو می کنم: زندگی مال تو....مرگ مال من راحتی مال تو....گرفتاری مال من شادی مال تو.....غم مال من همه مال تو ولی تو مال من ** ** چقدرحسوديم مي شه وقتي همه بهم مي گن دل تو پيش اونه ؟ من خودم باز مي زنم به اون راه مي گم بياريد واسه من نشونه اما تا كي فريب بدم دلم رو اون داره كلي آدرس و نشونه مهم ولي تويي كه اسم نازت با من يه جايي پشت آسمونه اونا نمي دونن ستاره هامون دوتاس ولي توي يه كهكشونه اينو بخون تا دوباره بدوني ***** ديوونتم ، ديوونتم ، ديوونه ***** ** گفتي دوستت دارم. قلبم تندتر از هميشه تپيد، لبخند زدم و باورت کردم با اينکه مي دانم لبها دروغ مي گويند. با صدايت مرا نوازش کردي، تپش قلبت را حس کرم، مهربان و پاک بود. در آغوشت غرق محبت شدم. به تو تکيه کردم و آرام شدم. نگاهت مهربان است و صدايت آرامش، دستانت بخشنده و بويت بوي بهار عشق. با تو احساس امنيت مي کنم. احساس زيبايي، احساسي که مرا از تمام بي رحمي ها و بدي ها حفظ مي کند. روز تولد عشق قلبم را به تو هديه دادم که دستت را به من بدهي تا يکي شويم و پرواز کنيم تا بي نهايت ** ** سوگند را ساختيم تا سوگند ياد کنيم که عاشق بمانيم با سوگند شروع مي کنيم با اميد ادامه مي دهيم و آرزو داريم با وصال ختم شود .... سوگند مي خوريم به زيبايي عشق پاک که دل از هم نگيريم که لحظه اي از ياد يکديگر غافل نشويم که براي هم باشيم و به ياد هم که دوست داشتن را از ياد نبرده و با آمدن هر سپيده و شروع هر روز به ياد يکديگر چشم به جهان بگشاييم .... و در آخر سوگند به عشق که در غم و شادي با هم باشيم **
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 9:32  توسط سیده شیوا جمالی
|
بنام آنکه مرا چشم داد تا تو را ببینم
***** ديوونتم ، ديوونتم ، ديوونه ***** ** گفتي دوستت دارم. قلبم تندتر از هميشه تپيد، لبخند زدم و باورت کردم با اينکه مي دانم لبها دروغ مي گويند. با صدايت مرا نوازش کردي، تپش قلبت را حس کردم، مهربان و پاک بود. در آغوشت غرق محبت شدم. به تو تکيه کردم و آرام شدم. نگاهت مهربان است و صدايت آرامش، دستانت بخشنده و بويت بوي بهار عشق. با تو احساس امنيت مي کنم. احساس زيبايي، احساسي که مرا از تمام بي رحمي ها و بدي ها حفظ مي کند. روز تولد عشق قلبم را به تو هديه دادم که دستت را به من بدهي تا يکي شويم و پرواز کنيم تا بي نهايت ** ***** ديوونتم ، ديوونتم ، ديوونه ***** من هر لحظه دیدنت مانند روز اول دیدنت در دلم لرزشی ناب بوجود می آورد ، که با تمام وجود دلم فریاد تو رو دوست دارم چون دوست داشتن و از تو یاد گرفتم و فهمیدم آنکه را دلم شایسته دوست داشتن میداند تویی. تمام رویاهایم را صادقانه و خالصانه در تو دیدم ، امیدوارم یه روزی حتی اگه یه لحظه باشه مال تو باشم ، البته که الانم مال توام ، منظورم طوری که همه بدونن و براش ارزش قائل شن .
ترا می خواهم و میپرستم .
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 9:25  توسط سیده شیوا جمالی
|
بنام آنکه مرا چشم داد تا تو را ببینم
***** ديوونتم ، ديوونتم ، ديوونه ***** ** گفتي دوستت دارم. قلبم تندتر از هميشه تپيد، لبخند زدم و باورت کردم با اينکه مي دانم لبها دروغ مي گويند. با صدايت مرا نوازش کردي، تپش قلبت را حس کردم، مهربان و پاک بود. در آغوشت غرق محبت شدم. به تو تکيه کردم و آرام شدم. نگاهت مهربان است و صدايت آرامش، دستانت بخشنده و بويت بوي بهار عشق. با تو احساس امنيت مي کنم. احساس زيبايي، احساسي که مرا از تمام بي رحمي ها و بدي ها حفظ مي کند. روز تولد عشق قلبم را به تو هديه دادم که دستت را به من بدهي تا يکي شويم و پرواز کنيم تا بي نهايت ** ***** ديوونتم ، ديوونتم ، ديوونه ***** من هر لحظه دیدنت مانند روز اول دیدنت در دلم لرزشی ناب بوجود می آورد ، که با تمام وجود دلم فریاد تو رو دوست دارم چون دوست داشتن و از تو یاد گرفتم و فهمیدم آنکه را دلم شایسته دوست داشتن میداند تویی. تمام رویاهایم را صادقانه و خالصانه در تو دیدم ، امیدوارم یه روزی حتی اگه یه لحظه باشه مال تو باشم ، البته که الانم مال توام ، منظورم طوری که همه بدونن و براش ارزش قائل شن .
ترا می خواهم و میپرستم .
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 9:25  توسط سیده شیوا جمالی
|
سلام مهربونم ، بهترینم بازم منم همان دیوونه تو ، اومدم باهات حرف بزنم ...اومدم باهات حرف دلم و بزنم ، حرف هایی که تو دلم جمع شده حرف های گره خورده در گلوم حرف های یه دیوونه می دانی به سری حرف است که فقط خود دیوونه می دوونه ! بارها خواسته بهت بگه ولی نتونسته ...حتی حالا نمی توونه پس میگه دیوونه : دوست داره و باهات می مونه کاش دلت بتونه حرفهامو از تو چشم هام بخونه !
+ نوشته شده در شنبه سی ام تیر 1386ساعت 14:11  توسط سیده شیوا جمالی
|
|
|